مرتضى راوندى
678
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
درختكارى مىپردازند و از ثمرات آن بهرهمند مىشوند ؛ و كليهء اين اعمال را كشاورزى مىنامند . و يا اينكه كسبوپيشه ، در نتيجه اعمال انسانى است و آن هم به چند صورت انجام مىيابد : يا در مواد معينى تصرفاتى مىكند و آن را صنايع مىگويند ؛ مانند ريسندگى ، نجارى ، خياطى ، پارچهبافى و آهنگرى . و يا در مواد نامعينى كار مىكنند ، كه عبارت از كليهء پيشهها و تصرفات انسان است . و يا كسب بوسيلهء كالا و آماده كردن آنها براى معاوضه است ، كه از راه گردش دادن آنها در كشورها يا احتكار آنها ، و منتظر بحران بازار شدن ، انجام مىيابد ؛ و اين نوع پيشه را بازرگانى مىنامند . اينهاست راهها و اقسام گوناگون معاش . » « 1 » سپس ابن خلدون ، با استناد به اقوال حكما ، به انواع گوناگون تلاشهاى بشرى اشاره مىكند و مىگويد : معاش عبارت است از فرمانروايى ، بازرگانى ، كشاورزى ، و صنعت . اما فرمانروايى ( حكومت ) شيوهاى طبيعى براى معاش نيست . . . ليكن كشاورزى و صنعت و بازرگانى از انواع طبيعى معاش بشمار مىروند . كشاورزى قديمترين راههاى معاش و شايستهترين وسايل طبيعى آن مىباشد . اما صنايع ، نسبت به كشاورزى ، در مرتبهء دوم است . صنعت از امور تركيبى و علمى است كه در آن انديشه و نظر را به كار مىبرند . . . اما بازرگانى ، هرچند از لحاظ كسب ، امرى طبيعى است ولى بيشتر راهها و شيوههاى آن جز دادوستد نيست كه آنها را براى بدست آوردن ارزشى ميان دو بهاى خريد و فروش به كار مىبرند تا از اين تفاوت قيمت ، در كسب سود ببرند ، و به همين سبب ، شرع در معاملات چانهزدن را مباح شمرده است . « 2 » به نظر ابن خلدون ، خدمتگزاران دولت نيز از طريق طبيعى ، معاش خود را تأمين نمىكنند ؛ معهذا به نظر وى ، خدمتگزارى كه شايستگى خدمتگزارى داشته باشد و بتوان به توانايى و بىنيازى وى اعتماد كرد ، در حكم كيمياست . ارزش كار به نظر ابن خلدون : ابن خلدون 6 قرن پيش ، در باب پنجم از كتاب خود ، به « ارزش كار » توجه مىكند و مىنويسد : ارزش صنايع و محصولات دست انسان به ميزان و ارزش كارى كه براى تهيهء آن به كار رفته بستگى دارد . سپس مىگويد : « در يك كالاى صنعتى بجز كار ، هيچ ارزشى وجود ندارد . » در جاى ديگر ، مىگويد : در فعاليتهاى كشاورزى ، ارزش كار پنهان است و جز گروه قليلى از كشاورزان آن را احساس نمىكنند . به نظر ابن خلدون ، بعضى از صنايع ابتدايى كه مورد احتياج عمومى است ، در تمام شهرها وجود دارد « نظير خياطى ، آهنگرى ، و نجارى و جز اينها . ولى بعضى از صنايع و پيشهها كه جنبهء تجملى و تفننى دارد ، مانند شيشهگرى ، زرگرى ، روغنگرى ، آشپزى ، رويگرى ، ديبا - فروشى و ابريشمبافى و ساير صنايع ظريفه ، مخصوص شهرهايى است كه از نظر تجمل و تمدن جلو افتادهاند . . » ابن خلدون در جوامع و شهرهاى مترقى عصر خود ، از معلمين رقص و آواز و موسيقى نام
--> ( 1 ) . همان . ج 2 ، ص 8 - 75 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 759 - 758 .